سايت حسن آذری: مدرس عكاسی و تصویربرداری

فیلم۱۳۵میلیمتری چیست؟

فیلم ۳۵ میلیمتری و سوراخهای روی فیلم

فیلم ۱۳۵ برای اولین بار توسط شرکت ایستمن کداک در سال ۱۹۳۴ به بازار عرضه شد. فیلم ۱۳۵ برای عکاسی ثابت به کار می‌رود و بنام فیلم ۳۵ میلیمتری نیز مشهور است. فیلم ۳۵ میلیمتری به دلیل داشتن تناسب بین اندازه و کیفیت یکی از پر استفاده‌ترین فیلم‌های عکاسی در بازارهای مصرف‌کننده و حرفه‌ای تا به امروز بوده است. این نوع فیلم و دیگر فرمت‌های فیلم در سالهای اخیر بدلیل ترویج عکاسی دیجیتال و بالا بودن هزینهٔ ظهور، چاپ و اسکن آن نسبت به عکس‌های دیجیتال از رونق افتاده است و شرکت‌های تولید کنندهٔ این نوع فیلم به مرور زمان تولید آنرا کاهش و یا قطع کرده‌اند.

دوربین‌های دیجیتال اصطلاحا «کادر کامل» یا «Full Frame» دارای سنسورهای هم‌اندازه با مساحت یک عدد فریم ۱۳۵ هستند.

این فیلم در طول‌های متفاوتی مانند ۲۴ یا ۳۶ فریم استاندارد عرضه می‌شود. هر فریم این نوع فیلم معمولاً دارای طولی ۳۶ میلیمتری و عرضی ۲۴ میلیمتری است. چون فریم‌ها روی فیلم نور ندیده تفکیک نشده‌اند، برخی از دوربین‌ها می‌توانند اندازه فریم‌های بزرگتر یا کوچکتر از اندازه استاندارد روی فیلم ایجاد کنند. این اندازه‌های متفاوت عموما برای مصارف خاص مانند ایجاد تصاویر سراسرنما (پانورامیک) بکار می‌روند.

هر کارتریج از فیلم ۱۳۵ شامل یک نوار فیلم است که داخل جداره‌ای فلزی و عایق نسبت به نور قرار دارد. این جداره اجازه می‌دهد که این نوع فیلم را بتوان در نور عادی داخل دروبین قرار داد. این نوع فیلم معمولاً بعد از ثبت کردن عکس‌ها باید به کارتریج بازپیچی شود که بتوان فیلم را برای ظهور از دوربین خارج کرد. معمولاً کارتریج‌های این نوع فیلم دارای بخش کوتاهی از فیلم برش خورده‌ای هستند که از کارتریج بیرون زده شده است و برای کار گذاشتن فیلم را دروبین بکار می‌رود.

اکثر فیلم‌هایی که اکنون تولید می‌شوند داری رمز دی‌ایکس (DX encoding) هستند که اجازه می‌دهد دوربین‌هایی که قابلیت آنرا داشته باشند، بصورت خودکار بتوانند سرعت و طول فیلم را تشخیص دهند.(آذری۱۳۹۱)

عمق میدان (Depth of Field ) یا DOF

عمق میدان (Depth of Field ) یا DOF به ناحیه ای از تصویر گفته می شود که روی آن فوکوس و در تصویر نهایی منعکس می شود. عمق میدان بزرگ به این معناست که قسمت بیشتری از سوژه مورد نظر فوکوس و در تصویر نهایی دیده می شود. در این شرایط دور یا نزدیک بودن سوژه به دوربین اهمیت چندانی نخواهد داشت.عکس سمت راست دیافراگم باز عمق میدان کم سوژه برجسته تر است .درعکس سمت چپ برعکس دیافراگم بسته عمق میدان بیشتر ارزش عکس گلدان کم جلوه می باشد.(حسن آذری مدرس عکاسی وتصویر برداری بهار۱۳۹۱)

 

هانری کارتیه برسون: Henri Cartier-Bresson

حسن آذری مدرس عکاسی وتصویر برداری

تحقیق حسن آذری۱۳۹۱

 

هانری کارتیه – برسون عکاس مشهورفرانسه متولد ۱۹۰۸ میلادی مصاحبه با ایوون بیبی در مجله (هارپرز ماگازین) گفت،

(فکر کردن باید قبل و بعد از عکس گرفتن باشد،ونه ضمن آن.موفقیت عکاس به میزان فرهنگ عمومی شخص ،به نظام ارزشی شخض،وبه روشن اندیشی وچالاکی شخص بستگی دارد.بیش از هرچیز،از تدابیر مصنوعی که خلاق زندگی است باید ترسید.)

 

 

هانری کارتیه برسون (انگلیسی: Henri Cartier-Bresson)، (زاده ۲۲ آگوست ۱۹۰۸ در شانتلو، فرانسه – درگذشته ۳ آگوست ۲۰۰۴) عکاس فرانسوی بود که در ابداع و گسترش فوتوژورنالیسم (عکاسی خبری) و همچنین عکاسی لحظه ای و خیابانی نقش اساسی داشت. وی با دوربین مشهور لایکای ۳۵ میلیمتری خود به اقصی نقاط دنیا سفر می کرد وبا صبر و تقریبا به صورتی نامحسوس صحنه‌ها را ثبت می کرد. توانایی منحصر بفردش در ثبت «لحظه قطعی» (The Decisive Moment، اینطور که او آنرا می نامید)، چشم دقیقش برای طراحی صحنه، شیوه منحصربفرد کارش و بیان ادبی اش در تئوری و عملی عکاسی، وی را بعنوان یک شخص افسانه‌ای در میان فتوژورنالیست‌های همدوره اش مطرح کرد.

کار وی و شیوه اش یک تاثیر ماندگار و دست نیافتنی داشته‌است. تک عکسها و عکس داستانهایش برای سه دهه زینت بخش معتبرترین مجله‌های دنیا بوده‌است و نسخه‌های مختلف عکسهایش بر دیوارهای موزه‌های آمریکا و اروپا نمایش داده شده‌است.در بازار جهانی عکس، وی تاثیر خود را بخوبی گذاشته‌است: وی یکی از موسسان مگنوم بوده‌است، یک آژانس عکس در نیویورک و پاریس.

هانری کارتیه برسون در سال ۱۹۰۸ در شانتلو، فرانسه در یک خانواده ثروتمند، با فرهنگ متوسط چشم به دنیا گشود. در نوجوانی یک دوربین معمولی داشت که برای عکسهای تعطیلات از آن استفاده می‌کرد و بعد یک دوربین ویزور۳*۴ را تجربه کرد. اما او به نقاشی نیز علاقه داشت و به مدت دو سال در استودیوپاریس تحصیل کرد. این تجربیات در نقاشی دید او را بخوبی برای ترکیب بندی آماده کرد که به یکی از بزرگترین ابزارهای او در عکاسی تبدیل شد.

در سال ۱۹۳۱ در سن ۲۲ سالگی یکسال را به شکار در غرب آفریقا گذراند و بعد از بیمار شدن به فرانسه بازگشت. در آن زمان بود که در مارسی برای اولین بار عکاسی را بطور جدی کشف کرد. این یک تجربه حیاتی برای او بود. یک دنیای جدید، یک شیوه نو دیدن، یک الهام درونی و غیر قابل پیش بینی از بین کادر باریک منظره یاب دوربین ۳۵ میلیمتری به روی او گشوده شد وتصور وخیال او را به آتش کشید. او خاطر نشان کرده‌است که چگونه در آنزمان خیابان‌ها را با یک احساس قوی و آماده برای برانگیخته شدن و مصمم برای به دام انداختن زندگی وسپری کردن زندگی به یک شیوه زنده و نو زیر پا میگذاشته‌است.

بدین گونه یکی از نتیجه بخش‌ترین مشارکت‌ها بین انسان و ماشین در تاریخ عکاسی روی داد. او به کارش با دوربین ۳۵ میلیمتری ادامه داد. سرعت، تحرک پذیری، تعداد زیاد عکس در هر حلقه فیلم و بالاتر از همه کوچک بودن دوربین و جلب توجه نکردن، با شخصیت خجالتی و سریع او سازگاری داشت.

زمان زیادی نگذشت که او مانند یک راننده حرفه‌ای که با دنده عوض کردن ماشین را تحت اختیار دارد، کنترل دوربین را کامل بدست گرفت و دوربین به وسیله‌ای برای وسعت دید او بدل شد.

زمانی که جنگ جهانی شروع شد، او مدت کوتاهی در ارتش فرانسه خدمت کرد، تا در جنگ اسیر آلمان‌ها شد و بعد از دو تلاش ناموفق از زندان گریخت و تا پایان جنگ به فعالیت‌های زیرزمینی ادامه داد.

پس از جنگ وی فعالیت ژورنالیستی اش را با کمک به شکل گیری آژانس عکس مگنوم در سال ۱۹۴۷ ادامه داد. کار با مجله‌های مطرح آنزمان وی را به سفرهای گوناگون در اروپا، آمریکا، چین، روسیه و هند کشاند.

کتاب‌های فراوانی از کارتیه برسون در دهه‌های ۶۰ و ۵۰ چاپ شد که معروف‌ترین آنها «لحظه قطعی» در سال ۱۹۵۲ بوده‌است.

یک رویداد مهم در کار کارتیه برسون نمایشگاه بزرگی از ۴۰۰ عکس وی بود که در سرتاسر آمریکا به نمایش در آمد. بعنوان یک ژورنالیست، کارتیه برسون لزوم منتقل کردن افکار و احساساتی را که از دیده‌هایش بر می‌خواست، احساس می‌کرد.

از همین رو عکسهای او بیشتر واقع گرایانه بود تا انتزاعی. وی احترام زیادی برای نظم در عکاسی خبری قائل بود، به این عنوان که هر عکس به تنهایی توانایی بازگو کردن یک داستان را داشته باشد.

بینش ژورنالیستی در واقعیتهای نهفته در انسان و رویدادهای پیرامون او، احاطه به اخبار و تاریخ و باور در نقش اجتماعی عکس همه به ماندگاری آثار او کمک می‌کند.وی می‌گوید: شان و مقام انسان یک سوژه لازم برای هر عکاس خبری است و هر عکسی جدا از اینکه چه اندازه از نظر بصری و تکنیکی درخشان باشد، نمی‌تواند موفق باشد مگر اینکه از عشق و روابط انسانی نشات گرفته باشد و بیانگر انسان در روبرو شدن با سرنوشتش باشد.

تعداد زیادی از پرتره‌های وی از افراد مشهور مانند ویلیام فاکنر با روش راحت و درخشان وی در مواجه شدن با سوژه، به تعریف دقیقی از شخصیت سوژه بدل شده‌است.

کتاب اول برسون افکارش را بخوبی نمایان می‌سازد. «لحظه قطعی» آنگونه که خود برسون تعریف کرده‌است عبارت است از:

«شناخت لحظه‌ای اهمیت یک رویداد در کسری از ثانیه و همینطور پیدا کردن فرم و ترکیب دقیقی که روح آن رویداد را بنحو مناسب بیان کند.»

بعضی از منتقدان برسون را چیزی فراتر از یک شکارچی لحظات نمی‌دانند.این یک حقیقت است که روش «لحظه قطعی» در دستان عکاس بی هدف به شکار لحظه‌ای تصادفی و بی گزینش نزول پیدا می‌کند.

والاترین نکته کار برسون نگرش ژرف به احساسات و ویژگیهای انسان و نشان دادن آن در قاب تصویر است که نمی‌تواند از روی شانس و اقبال بدست آمده باشد و تنها از استعدادی نادر برمیاید.لحظه قطعی و شکار لحظات تنها در این تعریف می‌تواند به سطحی هنری ارتقا یابد.

برسون در کتاب«لحظه قطعی» نوشته‌است:

«در عکاسی کوچکترین چیزها می‌توانند بزرگترین سوژه‌ها باشند، ویژگی‌های کوچک انسان می‌توانند به موضوعی مهم بدل شوند.»

بیشترین بخش عکاسی او مجموعه‌ای از همین ویژگی‌ها و جزئیات انسانی است که تصویررا به جهان پیرامون پیوند می‌دهد.

وی در جهانی تکراری زندگی می‌کرد که اتفاق‌های خسته کننده روزمره مانند انعکاس در گودال گل ولای، تصویر با گج کشیده شده بر روی دیوار، هیکل سیاه پوش در مه همگی برای وی انعکاس حقایقی بزرگ و آشنا در ضمیرناخودآگاه بودند.وی شاعری ضدرمانتیک بود که شعر او عکس‌هایش است و زیبایی را در موضوعات «همانطور که هستند» و در واقع گرایی مربوط به همین زمان و مکان کشف کرد.

تمام تصاویر وی با دوربین ۳۵ میلیمتری همراه با لنز ۵۰ میلیمتری و بندرت عدسی تله فتو تهیه شده‌است، وسیله‌ای که در دست تمام عکاسان آماتور یافت می‌شود.

وی تمامی عکس‌هایش را با نور موجود می‌گرفت و بندرت از فلاش استفاده می‌کرد.

بوسیله بکار گیری بامهارت دوربین عکاسی در ثابت کردن یک لحظه در جریان زمان، برسون برای ما گنجینه‌ای از تصاویر باقی گذاشته‌است.ما از دیدگاه وی می‌توانیم جهان را اندکی بهتر ببینیم و حقیقت و زیبایی را جایی که حدس نمی‌زنیم وجود داشته باشد، بیابیم.

هانری کارتیه برسون در روز دوشنبه ۳ اگوست ۲۰۰۳ در سن ۹۵ سالگی فوت کرد.مطابق وصیت اش وی تنها در حضور خانواده اش به خاک سپرده شد.

 

بهار زیبای کلار آباد۱۳۹۱ (عکس حسن آذری)

بهار۱۳۹۱ کلار آباد

نوروز ۱۳۹۱بر اهالی عکاسی مبارک باد…

حسن آذری نوروز1391

حسن آذری نوروز۱۳۹۱

بهار یک نقطه دارد نقطه آغازبهار زندگیتان بی انتهاباد سال نو۱۳۹۱ خورشدی مبارک.حسن آذری

نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز…

hassanazari

 

 

 

عکاسی از چهره

 

عکاسی از چهره

تقریباً همه عکاسان از چهره افراد عکس گرفته اند. عکاسی از چهره، کاربردهای زیادی دارد و اینجاست که یک عکاس را می توان ارزیابی کرد. همه ما وقتی یک عکس خوب از صورت کسی می بینیم توجه ما به عکس جلب می شود ولی چه چیزی در این عکس وجود دارد که آنرا برجسته و متمایز می کند. یک عکاس همیشه فردی است که تصویری مشابه خلق می کند حتی اگر نخواهد این کار را انجام دهد در عمل بین سوژه عکاسی و تصویر به نوعی این کار را انجام داده است. شاید بارها این جمله را شنیده اید که شخصی به شما بگوید این عکس که از من گرفته ای اصلاً شبیه من نیست یا خیلی شبیه من است.
مشکل اینجاست که ما عادت داریم دیگران را در حالت حرکت به این ور و آن ور ببینیم یا حتی وقتی نشسته اند سر آنها مرتب در حال حرکت است به خصوص زمانیکه صحبت می کنند. به غیر از وقتی که افراد خواب هستند به ندرت می توان آنها را بی حرکت یافت. بنابراین لحظه ای که از آنها عکس می گیرید احتمال اینکه شخص در حالتی غیر معمول باشد زیاد است.
اما آنچه در عکاسی چهره تصویر زیبایی خلق می کند همان حالتی از چهره شخص است که احساس عکاس نسبت به او را بیان می کند. بنابراین یک عکس خوب از چهره یک فرد عکسی است که خصوصیات آن فرد را در خود داشته باشد یا حداقل قسمتی از این خصوصیات را نمایش دهد. شاید زمانی که به عکس خانمی نگاه می کنید او را نشناسید ولی در نگاه اول در مورد خصوصیات او قضاوت می کنید.
موقعیت دوربین، زاویه دید، کیفیت عکس، نوع لنزی که انتخاب می کنید و حتی پشت زمینه عکس همه می توانند در حالت عکس نقش داشته باشند و می تواند احساس شما را نسبت به شخصیت سوژه عکاسی بیان کند.
یک عکس خوب از چهره، شخصیت فردی که از او عکس گرفته اید را نشان می دهد. حتی اگر غیر واقعی باشد.
مواردی که نام بردیم همه تأثیرگذار هستند اما موقعیت دوربین بسیار مهم است. و در نظر داشته باشید لحظه ای که عکس می گیرید هم بسیار مهم است بنابراین دوربین شما باید
آماده باشد و سعی کنید تعداد بیشتری عکس در موقعیت های مختلف بگیرید. گاه ممکن است ۵۰ عکس بگیرید تا یک عکس مناسب از بین آنها انتخاب کنید ولی با مقایسه آنها چیزهای جدید خواهید آموخت.
اگر در استودیو عکاسی می کنید می توانید نورها را درست در همان جایی که مدنظر است قرار دهید تا سایه ها به گونه ای قرار گیرند که شما می خواهید. شما نمی توانید از افراد بخواهید به گونه ای قیافه بگیرند که شما می خواهید و از آنها عکس بگیرید آنوقت انتظار داشته باشید عکس های زیبایی هم بگیرید. بلکه باید یک شکارچی صحنه ها باشید و به سرعت در لحظه مناسب عکس مناسب بگیرید.
مردم و بخصوص بچه ها خیلی زود خسته می شوند. ( برای اطلاعات بیشتر مقاله عکاسی از کودکان در یاد بگیر دات کام را بخوانید.) بنابراین باید روی حالت چهره فرد تمرکز کنید و در بهترین موقع عکس مناسب را بگیرید. البته باید از قبل پشت زمینه، نور و هر چیز دیگری را که امکان دارد آماده کرده باشید. بهترین صحنه ها خیلی زود از دست می روند اگر از شخص بخواهید که لبخند بزند و او را معطل کنید و بعد عکس بگیرید تصویر چهره ضعیفی خواهید گرفت.
اگر لنز بلند (تله)دارید برای عکاسی از کودکان بسیار مناسب است و به این ترتیب می توانید پشت زمینه را مات کنید. و همینطور با فاصله گرفتن از آنها، زمانی که فراموش می کنند شما آنجا هستید، می توانید بهترین عکس ها را بگیرید. فقط دوربین خود را آماده نگه دارید آنها را تماشا کنید و صبور باشید و اجازه دهید یک عکس خوب ساخته شود.

پایان روز…end of day